سفر
سلام.. داداشی گل من خداراشکر حالش بهتر شده ... الان رفته مسافرت و چند روزی میشه که ندیدمش... دلم داره براش پر میکشه و وقتی عکساشو نگاه می کنه نزدیکه که گریه کنم... دلم می خواد زودتر بزرگ بشی... می خوام منو بشناسی... دوست دارم ببینم تو با وجود کوچیکیت می تونی حس کنی من خواهرتم... بین من و بقیه فرق بذاری... برام بخندی... این روزا بغلی شدی خفن... گیر دادی به من و فقط بغل من ساکت میشی... گاهی تا منو نبینی شروع می کنی به گریه... با اینکه کمر درد می گرفت و خسته می شدم.... اما خیلی کیف میده اگه واقعا توهم بهم عادت کنی.... اگه توهم دوستم داشته باشی... نمی دونی چقدر دوست دارم... دلم می خواد مث بچه خودم باهات ر...
نویسنده :
آبجی بزرگه
1:28


